هو الباقی
در رثای طبیب دردمندان ابا شهید دکتر حاج محمد حسن طاهری
|
روز هفتم آمد از اردیبهشت |
رفته بابا در پناه سرنوشت |
|
داغ دیدن قابل درمان نبود |
چون که فقدان پدر آسان نبود |
|
نیک مرد خوب و پاک روزگار |
رفت و نامش تا ابد شد ماندگار |
|
فصل هجران محمد می شود |
غصه ها در قلب بی حد می شود |
|
چون لبالب عمر این پیمانه شد |
شادی ما رفت و دگر افسانه شد |
|
داغ فرزند شهیدت کم نبود |
لیک با تو زندگی پرغم نبود |
|
رفتی و مادر دلش پردرد شد |
رنگ رخسارش ز غصه زرد شد |
|
غصه آمد میهمان غم شدیم |
شاهد پژمردن مریم شدیم |
|
حال ، مهماندار تو مسعود شد |
سوگوار خانه ات محمود شد |
|
قلب مهدی حال لرزان می شود |
دیدگانش تار و گریان می شود |
|
چونکه مِهری خسته و تنها شده |
رَشک و زاری چارهی سارا شده |
|
حال ، فرزندان کنون بر خاک تو |
فاتحه خوان بر مزار پاک تو |
|
حسرت و اشک و فغان از دوریت |
زین همه غمخواری و مظلومیت |
|
نیک دانم شافعت مولی علی است |
روح تو تا عرش اکنون منجلی است |
|
دین خود را خوب میکردی ادا |
لیک بودی خاضع و بی ادعا |
|
عمر را صرف مریضان کرده ای |
دردها را خوب ، درمان کرده ای |
|
هم فروتن هم طبیب ماهری |
جای تو خالیست دکتر طاهری |
|
|
|
|
|
شبنم حسامی ( توتونچی ) – ۷/۲/۱۳۹۰ |
اباشهید